X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 17 تیر‌ماه سال 1387

۱۹

فیلم رو گذاشتم...مال دو سال پیش بود...دقیقا دو سال و ۱۶ روز پیش...نقش اصلیهاش من بودم و تو...همه می خندیدن...حتی من و تو...اما نمی دونم چرا یهو صورت من خیس شد...چقدر لاغرتر بودم...خنده هام یه فرم دیگه بود...موهام چقدر مشکی ، بلند، لخت!موهای تو تعدادشون بیشتر! وقتی خندیدم احساس کردم چقدر بچه بودم...بلند شدم و توی آینه ی بزرگ هال زل زدم به خودم...خندیدم...دندونام کمتر معلوم شد!لپام بیشتر قلمبه! اما سایزم هنوز سی و هشته! تو از اون خنده ها می کردی که عاشقش شدم-هستم...

.

.

.

روز عقدمون بود...عقد محضری...

دلم گرفت...خیلی بزرگ شدیم...من چرا این همه خانوم شدم؟!

یاد این افتادم : پیر شدم ، پیر ِ تو ای جوونی...

.

.

.

دیروز این حرفارو برات نوشتم و سریع میل زدم...خیلی وقت بود برات میل نزده بودم...شاید دو سال و نیم!...برام نوشتی...اما برق رفت...برام خوندیش...نمی دیدمت...دلم تنگ شد...آرومم کردی...ما بزرگ شدیم...ما قوی تر شدیم...ما مستحکم تر شدیم...ما تنومندتر شدیم...اما...

.

.

.

خاک بر سرت زندگی که اشکمو بیخودی در آوردی!!!